هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

132

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

از مصر وقتىكه به جانب مقصد مىراند ، پول زيادى همراه داشت . خبط كرده ، صرّهء « 1 » زر خود را به بلدها و همراهان خود نمود . چون به حوالى همين كوه بشر رسيدند و در ابّهء شيخ عربى منزل كردند . چندنفر از انگليس [ ى ] هاى ديگر و يك نفر از مترجمين شامى از جنس ميكائيل كه همراه ماست ، با او بودند . بلدهاى عرب كه كيسهء زر را پيش از اين ديده [ بودند ] ، به شيخ صاحب مضيف « 2 » داستان را گفتند . ديگ طمع شيخ به جوش آمده ، به بهانه [ اى ] در اثناى صحبت ، بناى تغيّر را گذاشت و نسبت به پالمر تندى كرد . پالمر ابتدا حوصله نموده ، عاقبت از حال طبيعى خارج شده ، به درشتى پرداخت و كلمات خشن ميان او و شيخ ردّ و بدل شد . شيخ كه پيش از وقت ، تدارك كار خود را ديده بود ، اشاره به اعراب ابّهء خود كرده ، پالمر و همراهان او را گرفتند و بستند و آن‌چه داشتند ، از آنها اخذ نموده ، بعد پالمر را كشان‌كشان به قلّهء جبل بشر برده ، در آن‌جا او را در انتخاب وضع هلاك خود مختار كردند و گفتند : « اگر ميل دارى ، سرت را مىبريم ؛ و اگر مىخواهى ، با سر از قلّهء كوه به اعماق دره‌ها مىاندازيم و آسوده‌ات مىسازيم . » معلوم نيست پالمر كدام يك از اين دو وضع را اختيار كرده ، همين‌قدر مىدانيم [ كه ] چند روز بعد ، جسد پاره‌پاره شدهء او را در يكى از دره‌هاى جبل بشر يافتند . اگرچه بعد از اين حادثه ، حكومت مصر قشونى مأمور كرده ، سياه‌چادر بعضى [ از ] اعراب را كه در اين نواحى بودند ، غارت كردند و 10 نفر از آنهايى كه گمان جنايت به آنها مىرفت ، دستگير شده ، به دو نقطهء خطّ سرحدى مصر و عربستان فرستاده ، 5 نفر را در يك محل و 5 نفر ديگر را در محل ديگر ، « گنه‌كار » يا « بىگناه » به دار زدند ، امّا پالمر زنده نشد . يك سال بعد از قضيهء پرملالت پالمر ، شارل نامى از اهالى استرازبورگ « 3 » به سياحت

--> ( 1 ) . صره ( Sorre ) ، هميان درهم ، كيسه طلا و نقره . ( 2 ) . مضيف ( mazif ) ، مهمان‌خانه ، جاى ضيافت . امروزه در عربى mozif استعمال مىشود . ( 3 ) . استراسبورگ ( Strasbourg ) ، كه در زبان آلمانى Strassburg ناميده مىشود ، شهرى است تاريخى در شرق فرانسه و مركز دپارتمان Bas - Rhin كه در قرن 4 ميلادى توسط رومىها بنا نهاده شد . اين شهر در سال 2004 م . 100 ، 273 نفر جمعيت داشته است .